دیروز یکی از دوستام یک پاکت سیگار مگنا لایت گرفته بود
و با کاغذ سریع دور پاکت رو پوشوند دلیل این کار رو که ازش پرسیدم گفت حالم از این
هشدار بهداشتی جدید بهم می خوره !!!! هنگامی که پاکت سیگار رو از دستش گرفتم و بهش
نگاه کردم تصویر دوتا شش بودند که اولی قبل استعمال سیگار را نشان می داد و دومی
با تصویری مشمئز کننده ششهای کذایی را بعد از مرگ فرد سیگاری را به تصویر کشیده
بود که در اثر استعمال سیگار به چنین حال و روزی افتاده بودند، به ناگاه یاد آموزه
های ارتباطات در مورد تبلیغات پیام های بهداشتی افتادم که ترس شدید باعث ترغیب به
انجام یا ترک عملی نمی شود بلکه این ترس ملایم است که اقناع کننده تر است مانند
همان چیزی که قبلا بر روی پاکت سیگار ها بود «دخانیات عامل اصلی سرطان است» . خب
در هر حال باید به کسانیکه پیشنهاد درج این نوع تبلیغ را داده اند آفرین گفت که
کتابهای روابط عمومی دوره ی لاسول ، گربنر وسایر مرحومین علم ارتباطات را
احتملا خوانده اند و نه کتابهای جدید
را........... 
نوروز هم که گذشت البته ببخشید که زودتر عید رو تبریک نگفتم همش تقصیر این کامپیوتر مضخرفم بود که این هفته دهنم رو سرویس کرد چنان که مجبور شدم دوبار ویندوزش رو عوض کنم البته عوض کردن ویندوزها مصادف شد با راه افتادن سیستم وایرلس کوی مثل اینکه خدا رو شکر دیگه حضورمون تو فضای مجازی شده با سرعت 50 مگا بایت داره تثبیت می شه البته بچه ها میگفتن که روزهای اول سرعت چیزی بیشتر از این حرفا بوده چنانکه همه به شغل شریف دانلود کردن پرداختن و البته الان منم در حال دانلود هستم در حال حاضر بچه های خوابگاه هرنوع چیزی را که تو اینترنت پیدا میشه دانلود میکنن (فیلم ،موزیک،نرم افزار و کتاب ) راستی تا یادم نرفته اگه کتاب های لاتین را می خواهید پیدا کینید حتما یه سر به گیگا پدیا بزنین اونجا رجیستر کنین تا بتونین از کتاب هاش بهره ببرین هر نوع کتابی را لازم داشته باشید (مرجع ،تخصصی ،ادبیات ،.........) راحت می تونین دانلود کنین تا زمانی که ایران عضو کپی رایت جهانی نشه ما خیالمون بابت این جور چیزها راحته .
داشتم از نوروز می گفتم نوروز امسال یه ویژگی جدید داشت اونهم ورود خواهرزادام دینا به دنیا بود یک دختر خیلی خشگل و دوست داشتنی که فضای خانه رو به کلی شاد کرده . البته همیشه نوروزها واسه من یه زمان خاطره انگیز بوده یادمه زمانی که بچه بودیم همیشه دو سه روز آخر اسفند همیشه دوچرخه ها رو از انباری بیرون میاوردیم یه دستی به سر و روش می کشیدیم تا با فراغ بال بتونیم در تعطیلات دوچرخه سواری کنیم یا همه ی بچه های محل تیله می خریدند و تیله بازی میکردند تا زمانی که برنامه کودک شروع میشد این کار ادامه پیدا می کرد بعدش همه می رفتند پسر شجاع و هاکلبریفین و نیکو و نیک می دیدند راستی چقدر دلم اون دوچرخه سواری ها ،تیله بازی ها ،فوتبال دستی بازیکردن ها یا چارشنبه سوری های اون موقع های پاوه تنگ شده. خب دیگه عمره میگذره راستی بهار امسال پاوه یه بهشت شده بود مخصوصا مسیر پاوه به نوسود یا پاوه مریوان امسال هرکی مسافرت سمت پاوه رفت اصلا ضرر نکرد نه اینکه چون شهرمه بهش تعصب دارم بلکه بخاطر اینکه واقعا زیبا بود .جاتون خالی حسابی با دوستان تا جاییکه می تونستیم خوش گذروندیم همش در دل طبیعت بودیم و بس.اینم یه عکس از محله مون تو پاوه و پاتوق ما تو پارک کومه کال



